از ابزارهاي مهم براي پيشبيني رفتارهاي سياسي مردم استفاده از نظرسنجيهاست. از پنجاه سال گذشته که به کارگيري اين روش در كشورهاي غربي متداول شد و بهتدريج در كشورهايي نظير ايران، ابتدا در حوزه تحقيقات اجتماعي و سنجش مخاطبان برنامه هاي راديو و تلويزيون، و در سالهاي اخير، با توجه به گسترش فضاي رقابتهاي سياسي، براي فهم ميزان محبوبيت گروهها، احزاب و نامزدهاي انتخاباتي استفاده شد. اوج اين مسئله در انتخابات نهم رياست جمهوري بود كه يكي از توافقات جريان هاي سياسي براي اجماع و تعيين نامزد نهايي، رجوع به افكار عمومي با ساز و كار نظرسنجي بود.
در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري هم، از چند ماه قبل، از ابزارهاي اصلي براي تعيين استراتژيهاي انتخاباتي جريانهاي مطرح در صحنه مساله نظرسنجيها بود. اين موضوع با توجه به سردرگمي در انتخاب كانديداي اصلي، در جريان اصلاحات با حرارت بيشتري دنبال مي شد. اين جريان كه تنها اميد رقابت در انتخابات را در حضور افراد چهره، باسابقه و مورد اقبال اعتماد مردم، ميديد موفق شد آقاي خاتمي را با اصرار فراوان وارد صحنه كند. تا اوايل اسفندماه به واسطه نتايج نظرسنجيها، وي در عرصه رقابت باقي ماند. اما دليل اصلي انصراف آقاي خاتمي از حضور در انتخابات كه با هياهوي تبليغاتي كنارگيري وي به نفع آقاي موسوي پوشش داده شد، افت محسوس ميزان محبوبيت وي در نظرسنجيها از اواسط اسفند ماه بود كه با توجه به آراي منفي و شناختي كه از عملكرد ايشان در جامعه وجود داشت، اميدي به بهبود وضعيت آن نميرفت.
نتايج بررسيهاي جامعه شناختي كه با اجراي پژوهشهاي متنوع به دست آمده بود، نشان ميداد كه با توجه به غلبه گفتمان اصولگرايي در سطح جامعه، تنها كانديدايي از جريان اصلاحات شانس موفقيت دارد كه بتواند در کنار پيشينه خوب، با طرح شعارهاي دو پهلو، ميزاني از آراي سبد دکتر احمدي نژاد را جذب نمايد. جمعبندي مذكور، از عوامل مهم و دخيل در ورود آقاي ميرحسين موسوي بهعنوان كانديداي نهايي اصلاحطلبان به جريان انتخابات بود.
اولين نظرسنجيها بعد از اعلام رسمي ورود آقاي موسوي به انتخابات و انصراف آقاي خاتمي، حاکي از پايگاه رأي 17 درصدي مراكز استانها و 25 درصدي تهران وي بود كه اعدادي بدي براي آغاز رقابت نبود. تا آغاز دوره تبليغات رسمي كه تقريباً يك دوره 45 روزه بود آراي آقاي موسوي در تهران در مقايسه با آراي آقاي احمدينژاد رشد قابل ملاحظهاي كرد و در آخرين روز ارديبهشت مساوي شدند. اما آراي مراكز استانها و شهرهاي بزرگ استانها، تغيير چندان مثبتي نداشت و آقاي احمدينژاد با فاصله بيش از 30 درصد نسبت به نزديكترين رقيبش وارد دوره تبليغات شد.
در دوره 20 روزه تبليغات رسمي، سه نوع نظرسنجي با جامعههاي آماري تهران، مراكز استانها و شهرهاي بزرگ تابعه، و روستاها بهصورت متناوب اجرا شد كه بررسي روند آنها حاوي اين نتايج مي باشد:
1. در نظرسنجيهاي تهران، تا روز مناظره شاهد برتري نسبي آقاي موسوي هستيم، اما از بعد از مناظره اين روند دوباره به شرايط تساوي بازگشت و در روزهاي پاياني تبليغات، موسوي با فاصله حدود 5 درصد پيش افتاد. آمار مشاركت شهروندان هم 2/60 درصد «قطعي» و 3/5 درصد «تصميم نگرفته» بود.
2. در نظرسنجيهاي ملي مراكز استانها و شهرهاي بزرگ تابعه، عليرغم كاهش فاصله به حدود 20 درصد تا روز مناظره، با برگزاري جلسه مناظره، در روز شنبه 16خرداد، اين فاصله به حدود 37 درصد رسيد كه اين اختلاف با اندكي تغيير تا روز انتخابات باقي ماند. آمار مشاركت هم 70 درصد بهصورت «قطعي« و 11 درصد »تصميم نگرفته» بود.
3. آخرين نظرسنجي از جامعه آماري روستائيان هم، آمار مشاركت حدود 80 درصد «قطعي» و 13 درصد «تصميم نگرفته»، با آراي 75 درصد در مقابل 15 درصد به نفع دکتر احمدي نژاد را نشان مي داد.
اين آمار كه تقريباً بين تمامي مراكز معتبر نظرسنجي، از جمله مراکز همسو با آقاي موسوي، مشترك بود، باعث شد صاحبنظران سياسي و افراد دانشگاهي مطلع مشاركت 80 تا 85 درصدي، و پيروزي دكتر احمدينژاد با آراي نزديك به 65 درصد، با اختلاف 30 درصدي نسبت به آقاي ميرحسين موسوي، را در انتخابات رياست جمهوري 27 خرداد توقع داشته باشند.آنچه هم از ساعات پاياني روز جمعه، و بهعنوان جمعبندي انتخابات در روز شنبه از سوي وزارت كشور اعلام شد، با نظرسنجيهاي مذكور انطباق تقريبي داشت.
با توجه به اين مطالب، بايد از آقاي موسوي و حلقه مرتبط با ايشان که از اين نتايج مطلع، و به درستي آنان باور دارند پرسيده شود به چه دليل و با چه انگيزه اي در تلاشند انتخابات دهم رياست جمهوري را كه به لحاظ ميزان مشاركت و آراي منتخب مردم در تاريخ انقلاب اسلامي و در ميان همه كشورهايي كه ادعاي دموكراسي دارند، پديده و رخدادي بينظير بود، با اقامه مطالب نادرست، مخدوش و مشوش نشان دهند؟